حکایت ، قصه ، داستان     (  حکایت کباب فروش به گویش لری بختیاری)

 

متل به زونه لری بختیاری

فقیری داشت از تِه دُکون کِواو فروشی رَد اِوید ،

پیایِ کِواو فروش گوشتانِه به سیخ کِرده بید و ناهادِه بید

ری تَش و باد اِزِید و بوءِ خوش کِواو مین هوا پیچیدَه آئیدَه بید .

بیچارَه پیای فقیر چون گشنَه بید و  پیلی هم نآشت که کِواو بُخورَه ،

تیکه نونِ حُشکینِه که مین توروَه داشت دِراُورد به در و

  گرفت ری دیدِ کواو وُ ناهاد به دونِس

.  بعدِسَم همیجوری چند تیکه نون و دید  خوردُ  وَست به رَه

 که اِز اوچُو رُوءَ ، ولی پیای کِواو فروش وا سرعت

  اِز دُکون اُوِید به در و دست فقیرِنِه گرفت و گفت کجا رِئی ؟

  پیله دید کِواونِه که خوردیَه بده . هَمو موقَع مُلا نصرالدین داشت

اِز اوچُو رد اِوید و جریانِنِه دید و متوجه آئید که

فقیر دارَه التماس اِکُنَه که کواوفروش  وِلِس کُنَه رُوءَ  ولی کواوی

اِخاست پیلِه دیدنِه که  فقیرخوردَه بِگِرَه .

مُلا دلس سی فقیر سُخت وُ جلو

رفت و به کواو فروش گفت:

ای پیانِه آزاد کن تا رُوءَ . مو پیل دیدنِه که خورده اِدُم .

کِواو فروش قبول کِرد و  فقیرِنِه وِل کرد

  . مُلا بعد از رفتن فقیر چند سکه از

جیبِس دراُورد  و در حالی که دونَه دونَه اِوَندِسون ری زمین به پیای

کِواو فروش گفت : بیا هِنَم صدای پیل دیدی که او پیا خوردَه بید ،

بشمارو تحویل بگِر  . پیای کِواوی وا تعجُو به مُلا سیل اِکرد و گفت :

هِه چه طرز پیل دادنَه مرد خدا ؟  مُلا همیجوری که پیلانِه اِرِخت ری

زِمین تا صداسون بیا

گفت : خُو جون مو کسی که دید کِواوُ بوسِه بفروشَه و بِخا سیس پیل

بگرَه ! اِوا به جا پیل صدای پیلنِه تحویل بگرَه

واژه ها :

کِواو : کباب             توروَه : توبره ، کیسه

حشک : خشک                  دید : دود 

وندن : انداختن                خو :خوب

درج این مطلب در دیگر سایتها و وبلاگ ها با ذکر منبع بلا مانع است

 

توکلی : اشتباه صدا و سیما قابل بخشش نیست

نماینده مردم الیگودرز در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از بخش خبری 20:30 انتقاد کرد.

محمدتقی توکلی در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه لرستان، با اشاره به اینکه بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما خبر سرقت مسلحانه را به کذب منتسب به الیگودرز کرده، ادامه داد: این خبر صحت ندارد و بارها مسئولان امنیتی و انتظامی اعلام کرده‎اند که سرقت مسلحانه از بانک در الیگودرز رخ نداده اما نمی‎دانم چه اصراری هست که آن را به الیگودرز منتسب کرده‎اند.

وی ادامه داد: اطلاعات غلط دادن به مردم به هیچ وجه درست نیست و مردم الیگودرز خیلی از این موضوع گلایه‎مند هستند. بهتر است دوستان رسانه‎ای قبل از اینکه خبری به این مهمی را اعلام کنند، اطلاعات کافی داشته باشند و سپس آن را رسانه‎ای کنند.

توکلی با بیان اینکه لرستان از استان‎های امن کشور است، یادآور شد: الیگودرز یکی از شهرهای امن کشور است و در بحث امنیتی امتیاز 1000 را داراست اما در حالی که سرقت مسلحانه از بانک ربطی به الیگودرز ندارد نمی‎دانم چه لزومی دارد که وقوع آن را در این شهرستان اعلام کنند؟

نماینده مردم الیگودرز با اشاره به اینکه بعد از خبر 20:30 پیگیری کردیم و این خبر در بخش خبری 22 شبکه سوم سیما اصلاح شد، افزود: از صدا و سیما انتظار داریم که اخبار بدون اطلاعات کافی به خورد مردم ندهند و آنان را ناراحت نکنند. مسئولان صدا و سیما باید بابت این خبر از مردم عذرخواهی کنند.

وی اضافه کرد: اعتماد مردم به صدا و سیما با چنین اخبار کذبی پایین می‎آید و متأسفانه این خبر کذب برای شهرستان الیگودرز هزینه دارد و این اشتباه بزرگ قابل بخشش نیست. با این حال امیدواریم افرادی که خبر 20:30 را دیده و شنیده‎اند سایر بخش‎های خبری را هم دیده باشند و این بخش خبری باید اصلاحیه آن را امروز پخش کند.

 

یک الیگودرزی رئیس دانشگاه پیام نور کشور شد

با حکم صادره از سوي "محمد فرهادی" وزیر علوم، تحقیقات و فناوری‌، دكتر "محمدعلی سرلک" سرپرست دانشگاه پیام نور كشور شد.

به گزارش يافته به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني پيام نور، پیش از این "ابوالفضل فراهانی" حدود یک سال بود که با مسوولیت سرپرستي اين دانشگاه را عهده‌دار بود. فراهانی در این باره گفت: در مورد جابه‌جایی‌ام تا کنون به طور رسمی چیزی به من ابلاغ نشده است.

محمدعلی سرلک، استاد تمام رشته مدیریت رفتار سازمانی، ارائه دهنده نظریه چهره‌های سازمان، رئیس مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور است.
وي متولد  ۱۳۴۹ در اليگودرز لرستان است كه در سن 43 سالگي به استناد رای هیات ممیزه دانشگاه با اکثریت آراء به مرتبه استاد تمامی (فول پروفسوری) در رشته مدیریت رفتار سازمانی دست یافت و در سایت گوگل بوکز از سرلک به عنوان نابغه علم مدیریت به خاطر ارائه نظریه چهره‌های سازمان یادشده است.
بیوگرافی محمدعلی سرلک سرپرست جدید دانشگاه پیام نور:
متولد ۵ فروردین ۱۳۴۹ – شهرستان الیگودرز لرستان
تحصیلات: کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ – کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران، ۱۳۷۴ – دکتری مدیریت رفتارسازمانی از دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
در سایت گوگل بوکز از سرلک به عنوان نابغه علم مدیریت بخاطر ارائه نظریه چهره‌های سازمان یادشده است. نظریه چهره‌های سازمان در قالب یک کتاب مرجع ۵ جلدی تحت عنوان چهره‌های جدید سازمان‌ها در قرن بیست و یکم (THE NEW FACES OF ORGANIZATIONS IN THE 21ST CENTURY) ارائه و به زبان انگلیسی و با مشارکت بیش از یک‌صد نفر از اساتید دانشگاه‌های معتبر دنیادر کانادا به چاپ رسید. هر فصل از کتاب مذکور اختصاص به معرفی یک چهره سازمانی داشته و در این کتاب، حدود ۳۵ چهره سازمانی توسط سرلک مورد بازشناسی و تعریف و تبیین قرار گرفته است.
در سایت آمازون آمریکا کتاب مذکور به عنوان کتاب مرجع مدیریت در کنار کتاب پیتر دراکر معرفی شده است. برخی از دانشگاه‌های مهم دنیا که کتاب سرلک در آن‌ها معرفی شده است به نقل از ويكي‌پديا به قرار زیر است:
کتابخانه ملی استرالیا
دانشگاه ویسکانسین آمریکا
دانشگاه کوئینزلند استرالیا
دانشگاه وایکاتو نیوزیلند
دانشگاه بریا اینتریور پرتغال
دانشگاه دیکین استرالیا
دانشگاه پلاتسبورگ آمریکا
دانشگاه واسا فنلاند
دانشگاه RMIT استرالیا
موسسه ملی NIRSA ایرلند
دانشگاه استراسکلاید انگلستان
دانشگاه ایالتی کلرادو آمریکا
 
کتاب‌های علمی منتشر شده در سایت آمازون آمریکا
The New Faces of Organizations in the 21st Century (Volume 1), NAISIT, 2011, CANADA
The New Faces of Organizations in the 21st Century (Volume 2), NAISIT, 2011, CANADA
The New Faces of Organizations in the 21st Century (Volume 3) , NAISIT, 2011, CANADA
The New Faces of Organizations in the 21st Century (Volume 4) , NAISIT, 2012, CANADA
The New Faces of Organizations in the 21st Century (Volume 5) , NAISIT, 2012, CANADA
E-Banking and Emerging Multidisciplinary Processes, IGI,2011, USA.
Barriers of E-Commerce Acceptance in Export, LAMBERT,2012,USA.
کتاب‌های علمی منتشر شده در داخل کشور
    سازمان‌های عصر دانش -۱۳۸۷- انتشارات پیام نور
    سیستم‌های اطلاعات مدیریت پیشرفته -۱۳۸۷- انتشارات پیام نور
    چهره‌های نوظهور سازمان در قرن بیست و یکم – جلد اول-۱۳۹۰-نشر مرجع دانش- تهران
    چهره‌های نوظهور سازمان در قرن بیست و یکم – جلد دوم-۱۳۹۱-نشر مرجع دانش- تهران
    چهره‌های نوظهور سازمان در قرن بیست و یکم – جلد سوم-۱۳۹۱-نشر مرجع دانش- تهران
    چهره‌های نوظهور سازمان در قرن بیست و یکم– جلدچهارم-۱۳۹۱-نشر مرجع دانش- تهران
    دولت الکترونیک: مفاهیم، نظریه‌ها و کاربردها- ۱۳۹۱-نشر مرجع دانش- تهران
    عصر جدید مدیریت (ترجمه)- ریچارد دفت -۱۳۸۷-انتشارات گستره
    ترانه‌های آهنگین- جلد اول-۱۳۹۳-نشر مرجع دانش- تهران

خبر سرقت بانک در الیگودرز کذب است

معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان گفت: صداو سیما اصلاحیه خبر سرقت مسلحانه در الیگودرز را پخش کند.

 

سیدسعید شاهرخی در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه لرستان، با بیان اینکه به دنبال انعکاس خبر سرقت مسلحانه مسلحانه در الیگودرز، مسئولان لرستان ضمن رد آن مراتب اعتراض خود را اعلام کردند. افزود: در بخش‎های مختلف خبری متأسفانه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک سرقت مسلحانه در یکی از شعب بانک‎های شهرستان الیگودرز رخ داده که کذب محض است چرا که هیچ‌گونه سرقت مسلحانه‎ای در هیچ یک از نقاط استان رخ نداده است.

 

وی ادامه داد: طی مکاتبه‎ای رسماً به صداوسیما اعلام شده که خبر منتشر شده در شبکه خبر و بخش خبری 20:30 اصلاح شود.

 

معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان اظهارکرد: خوشبختانه لرستان یکی از استان‎های امن کشور است و معمولاً شاهد اینگونه وقایع (جرائم خشن) در استان نیستیم.

 

وی تاکید کرد: صدا و سیما نقش کلیدی در ایجاد امنیت در جامعه دارد و نباید چنین اشتباهی انجام دهد.

شعر

باز آن احساس گنگ و آشنا


در دلم سیر و سفر آغاز کرد


باز هم با دست‏های کودکی


سفره ‏ی تنگ دلم را باز کرد


باز برگشتم به آن دوران دور


روزهای خوب و بازی‏های خوب


قصه‏ های ساده ‏ی مادربزرگ


در هوای گرم شب‏های جنوب


رختخوابی پهن، روی پشت ‏بام


کوزه‏های خیس، با آب خنک


بوی گندم، بوی خوب کاهگل


آسمان باز و مهتاب خنک


از فراز تپه می‏آمد به گوش


زنگ دور و مبهم زنگوله ‏ها


کوچه های روستا، تنگ غروب


محو می‏شد در غبار گله ‏ها


های و هوی کوچه ‏های شیطنت


دست دادن با مترسک‏های باغ


حرف‏های آسمان و ریسمان


حرف‏های یک کلاغ و چل کلاغ


روزهای دسته ‏گل دادن به آب


چیدن یک دسته گل از باغچه


جست‏وجوی عینک مادربزرگ


توی گرد و خاک روی طاقچه


فصل خیش و فصل کشت و فصل کار


فصل خرمنجا و خرمن‏کوب بود


خواندن خط‏های در هم توی ماه


خواب‏های روی خرمن خوب بود


روزهای خرمن افشانی که بود


خوشه‏‏ ها در باد می‏رقصید شاد


دانه ‏های گندم و جو را ز کاه


پاک می‏کردیم با آهنگ باد


در دل شب‏های مهتابی که نور


مثل باران می‏چکید از آسمان


می‏کشیدیم از سر شب تا سحر


بارهای کاه را تا کاهدان


آسمان‏ها در مسیر کهکشان


ریزه‏ های ماه را می‏ریختند


اسب‏ها از بارشان، در طول راه

 

ریزه‏های کاه را می‏ریختند


ریزهای کاه خطی می‏کشید


از سر خرمن به سوی کاهدان


کهکشانی دیده می‏شد در زمین


کهکشان دیگری در آسمان


توی خرمنجای خاکی کیف داشت


بازی پرتاب «توپ آتشی»


«دوز» بازی‏های بی‏دوز و کلک


جنگ با «تیر و کمان‏های کشی»


جنگ مردان  مثل جنگ واقعی


جنگ با سنگ و تفنگ و چوب بود


جنگ ما مانند «جنگ زرگری»


گر چه پرآشوب، اما خوب بود


مرگ ما یک چشم بستن بود و بس


خون ما در جنگ‏ها بی‏درنگ بود


هفت تیر چوبی ما بی‏صدا


اسب‏های چوبی ما لنگ بود


آسیاهای قدیمی خوب بود


دوستی‏های صمیمی خوب بود


گر چه ماشین‏های ما کوکی نبود


باز «ماشین‏های سیمی» خوب بود


ظهرها بعد از شنا و خستگی


ماسه‏ های نرم کارون کیف داشت


وقت بیماری که می‏رفتیم شهر


سینمای گنج قارون کیف داشت


روزها در کوچه‏ های روستا


دیدن ملای مکتب ترس داشت


دیدن جن توی حمام خراب


دیدن یک سایه در شب ترس داشت

 

شعر ارسالی برای وبلاگ از همتبار ارجمند آقای حسن حاتم دوزانی