اسپری های بدون مسئولیت

اگر به سطح شهر نگاهی بیندازید با منظره هایی بر خورد می کنید

که نا آگاهی و شاید هم آگاهی یک فرد چهره ی زیبای شهر را زشت

 کرده است ساختمانی سنگی بسیار زیبا اما با نوشه نا متوازان

و زشت بر روی آن که گویی کل زیبایی ساختمان را به هم ریخته

گذر ... یادگاری از ... و ...  این نوشته ها بر روی بسیاری از

 ساختمان ها دیده می شود در این میان نوشته های تبلیغاتی نیز

به چشم می خورد نوشته هایی چون دوچرخه فروشی ... زبانکده ... و ...

افرادی که به خاطر تبلیغات شغل خود چهره شهر را زشت می کنند

و صحنه ای آزار دهنده ایجاد می کنند و متاسفانه هیچ برخوردی

هم با عاملان آن انجام نمی شودو تاسف بار تر اینکه برخی

نهاد ها و مسئولان ادارات دولتی نیز با شعار هایی که بر روی دیوار

 می نویسند ،خود در این کارغیر فرهنگی سهیمند ودر  این میان

هواداران کاندیداهای مجلس و شورای شهر نقش بسیار مخرب تری

دارند  آیا بهتر نیست با افزودن مکان های تبلیغاتی بیشتردر سطح

 شهر و نظارت بیشتر و تبلیغات برای از بین بردن این شیوه

تبلیغاتی از زشت شدن چهره شهر جلوگیری کرد تا کسی نتواند با

 خریدیک اسپری ارزان قیمت به همین راحتی چهره شهر را به هم

بریزد ؟؟

فاصله

 

فاصله من و هویتم... گام هایی غیر قابل شمارش

 

کسانی که 30 سال پیش شهر و روستاهای لر نشین  را دیده بودند اکنون که به شهر می روند

 تغییراتی را احساس می کنند، دیگر خبری از خاک و کاه گل در ساختمان ها و خیابان ها نیست 

آن ها به تا ریخ پیوسته اند و جای خود را به ساختمان های سنگی و شیشه ای مدرن داده اند،

 زندگی ها نیز تغییر کرده وآسان تر شده، اما گویا فرهنگ نیاکان ما نیز کم کم دارد به تاریخ

می پیوندد و محو می شود، فرهنگی که هویت ماست. فرهنگی که عده ای با بی رحمی تمام آن را

 بی فرهنگی می دانند. فرهنگی که زیر هجوم بی فرهنگی له می شود و در این میان مردمی که

 به برهنگی فرهنگی دچار می شوند ؛ گویا همه چیز خود را از دست می دهند و در عوض چیزی

نصیبشان نمی شود. عبارات و کلمات و ضرب المثل های زیبای لری می میرند و به تدریج جای

 خود را به عباراتی هجو و هرز می دهند و این عبارات جای خود را درزبان و فرهنگ مردم لر

باز کرده است و مردم استفاده از آنها را افتخار می دانند

افسوس ... پدر و مادر هایی که  به کودکان خود لهجه و هویت فرهنگیشان را یاد نمی دهند و

 آن را نوعی دمدگی می دانند غم انگیز تر اینکه عده ای لر بودن خود را هم کتمان می کنند و

لر بودن را ننگ می دانند چه حقیقت تلخی ؛عده ای ناسپاس که فرهنگ ناب خود را بی فرهنگی

می دانند و به طناب پوسیده بی فرهنگی دیگران چنگ میزنند

هنگامی که ما خود هویتمان را فراموش می کنیم فضا برای فعالیت ضد این فرهنگ  و قوم

 توسط دیگران فراهم می شود تا با ساخت هرز نامه های نوشتاری و صوتی و تصویری

هویت ها را به سخره بگیرند؛ هویتی که خود پشت آن ر را خالی کرده ایم

اینجاست که احساس می کنم فرهنگ نجیب من رو به مرگ است چون در این فضا برای

 نجابت آن جایی نیست و شاید چند سال دیگر فقط آن را بتوان در میان کتاب های خاک گرفته جست.

در رفتن جان از بدن گویند بسیاری سخن

                                             من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

انجمن نویسندگان وبلاگ فرهنگی الیگودرز (کوهستان سرد )

فرهنگ لر همچنان پر ظرفیت برای ساخت فیلم

شیر سنگی، نامزدی و دیگر هیچ...

 

 

پس از اکران فیلم ( نامزدی ) در سینما ها، ناصر غلامرضایی کارگردان

لرستانی فیلم در مصاحبه به رسانه ها گفته بود : آثار قوم نگارانه در

حوزه ی قوم لر در ابتدای راه  قرار دارد و ما باید با ادامه ی این راه

حرکت جدیدی را در شناساندن این قوم کهن به ایران و جهان داشته

 باشیم. اما امروز با گذشت بیش از هفت سال از آخرین اثر وی

نه تنها این راه ادامه نیافت بلکه دیگر کارگردانان قوم لر نیز در این

زمینه کوتاهی کردند.

ناصر غلامرضایی از جمله کارگردانان موفق قوم لر بود که با آثار

جاودانه ایی چون خون بس نامزدی و رومشگان توانست جای پای خود

را در میان بزرگان فیلمسازی ایران در حوزه قوم نگاری باز کند. اما هفت

سالی می شود که دیگر از این کارگردان خبری نیست. از دیگر

کارگردانان مطرح قوم لر می توان به مسعود جعفری جوزانی اشاره

کرد.

 وی این روز ها مشغول ساخت پروژه ی عظیم در چشم باد است.

 اما در زمینه ی قوم نگاری تنها یکی دو اثر از وی بجا مانده است که

می توان به فیلم سینمایی شیر سنگی اشاره کرد. آن هم  مربوط به

حدود بیست سال قبل.  سعید سلطانی نیز یکی دیگر از

کارگردان های قوم لر در زمینه ی تلوزیون است. از وی نیز کار

چشم گیری در رابطه با قوم لر مشاهده نکردیم تنها مجموعه ی

تلوزیونی خانه ای در تاریکی که آنهم اشاره ی مختصر و کاملا

در حاشیه ایی به قوم لر بختیاری داشت. و این روز ها شاهد آثاری

 از وی هستیم که در  آنها مدام به لهجه های آذری وگیلکی و

شیرازی صحبت می شود و اثری از زبان لری به هر گونه ای

یافت نمی شود. گویا ایشان  زبان مادری خود را فراموش کرده اند .

 وحید موسائیان نیز از کارگردانان قوم لر است که درفیلم های خود

 اشاراتی به مردمان لر می نماید .

در زمینه ی سینمای مستند نیز قوم لر  مستند سازان  جوانی دارد. 

 که می توانند در آینده بسیاری از نقاط نا شناخته ی این قوم را

بنمایانند.از این جمله می توان به محمد رضا قمری مستند ساز تلوزیون

اشاره کرد  که آثاری مانند فیلم های سیاه تولید شده در مرکز مستند

سازی سیما اشاره کرد . حامد حاتمی نیز از دیگر مستند سازان این

 خطه است  چند سالی است با ساخت مجموعه های مستند

 اجتماعی و فرهنگی در رابطه با قوم  لر مشغول فعالیت است.  امید

 است دست اندر کاران هنرقوم لر بیش از هر زمان دیگری به ساخت

مجموعه هایی در جهت تبیین فرهنگ و تاریخ قوم لر بپردازند

                           به امید آن روز...